گپی باخدا
"دل" دو حرفی من خیلی "حرف" برای گفتن دارد
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

وصیت کرده ام بعد از مرگم؛ همراه من
دوتا فنجان چای هم دفن کنند!!
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید...
بهرحال دلخوریها کم نیست ازبندگانش ...
همانهایی که بی اجازه واردشدند
خودخواهانه قضاوت کردند
بی مقدمه شکستند
وبی خداحافظی رفتند!

 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 30 تیر 1394  ] [ 11:04 AM ] [ مهدیه مهدوی ]
نظرات 5

دنیای عجیبی شده است !!!

برای دروغ هایمان خدا را قسم میخوریم و به حرف راست که میرسیم می شود جان تــو …


ادامه مطلب

[ جمعه 26 تیر 1394  ] [ 10:25 AM ] [ مهدیه مهدوی ]
نظرات 0
خدایا سرده این پایین
از اون بالا تماشا کن…
اگه میشه فقط گاهی
خودت قلب منو”ها”کن
خدایا سرده این پایین
ببین دستامو می لرزه
دیگه حتی همه دنیابه این دوری نمی ارزه
تو اون بالا 
من این پایین
دوتایی مون چرا تنها ؟
اگه لیلا دلش گیره
بگو مجنون چرا تنها؟!!
بگو گاهی که دلتنگم
ازاون بالا تو می بینی
بگو گاهی که غمگینم
تو هم دلتنگ و غمگینی
خدایا…
من دلم قرصه!!
کسی غیر از تو با من نیست
خیالت از زمین راحت
که حتی روز،،،
روشن نیست
کسی اینجا حواسش نیست
که دنیا زیر چشماته
یه عمره یادمون رفته
زمین دار مکافاته!!!
فراموشم میشه گاهیکه این پایین چه ها کردم
که روزی باید از اینجابازم پیش تو برگردم
خدایا…
وقت برگشتن
یه کم با من مدارا کن
شنیدم گرمه آغوشت 

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 25 تیر 1394  ] [ 7:22 PM ] [ مهدیه مهدوی ]
نظرات 0

می خواهم مهمانی بگیرم...  

یک مهمانیِ دو نفره... 
 من و .... 
 من و خدا... 
 به صرفِ قهوه... 
 قهوه ای تلخ...
به تلخیِ خودم... 
 شاید برایش شکر هم گذاشتم
...اما نه... 
 نمک می گذارم...
  باید خدا را نمک گیر کنم... 
 می خواهم اینگونه او را مجبور کنم... 
 
 مجبور کنم تا او هم مرا دعوت کند...
 
  به همان آرامش غریبی که در کنارش می توان داشت...

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 25 تیر 1394  ] [ 7:20 PM ] [ مهدیه مهدوی ]
نظرات 0

آه خدایا …
عجب دورانی بود
کودکی …
التیام زخمهایش
بوسه های گرم و صادقانه بود
و اکنون …
گذشت زمان
التیامی بر زخمها نیست
یادمان می دهد
چگونه با درد زندگی کنیم


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 25 تیر 1394  ] [ 7:19 PM ] [ مهدیه مهدوی ]
نظرات 0
خدا : بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است .
بنده : خدایا ! خسته ام ، نمی توانم .
خدا : بنده ی من ، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم .
خدا : بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان .
بنده : خدایا ! سه رکعت زیاد است .
خدا : بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان .
بنده : خدایا ! امروز خیلی خسته ام ! آیا راه دیگری ندارد ؟
خدا : بنده من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله .
بنده : خدایا ! در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
خدا : بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله .
بنده : خدایا ! هوا سرد است ! نمیتوانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم .
خدا : بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب میکنیم .
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد .
خدا : ملائکه ی من ! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده ، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده .
ملائکه : خداوندا ! دوباره او را بیدار کردیم ، اما باز خوابید .
خدا : ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست .
ملائکه : پروردگارا ! باز هم بیدار نمی شود !
خدا : اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر میآورد .
ملائکه : خداوندا ! نمی خواهی با او قهر کنی ؟
خدا : او جز من کسی را ندارد ... شاید توبه کرد ...
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد هاخدا داری .
 

ادامه مطلب

[ پنج شنبه 25 تیر 1394  ] [ 7:18 PM ] [ مهدیه مهدوی ]
نظرات 0

خدایا خسته ام ،

از بد بودن هایم ...

از اینهمه تظاهر به خوب بودن هایی که نیستم .

از آفرینش کوهها و آسمانها و هستی که سخت تر نیست ...

خوبم کن ؛

فقط همین.


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 25 تیر 1394  ] [ 2:02 PM ] [ مهدیه مهدوی ]
نظرات 0

گفتم خدایا از همه دلگیرم :گفت حتی از من؟؟؟

 

گفتم خدایا دلم را ربودند:گفت: بیش از من ...

 

گفتم چقدر دوری گفت: تو یا من...

 

گفتم نگران روزیم :گفت آن با من...

 

گفتم خیلی تنهایم:گفت تنها تر از من....

 

گفتم درون قلبم خالیست:گفت پرش کن از

عشق من؟؟؟؟

گفتم دست نیاز دارم:گفت بگیر دست من....

 

گفتم آخر چگونه آرام گیرم ؟گفت با یاد من....

 

گفتم با این همه مشکل چه کنم:گفت توکل به

من...

گفتم هیچ کس کنارم نمانده :گفت جز من؟؟؟

 

گفتم خدایا ...

 


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 25 تیر 1394  ] [ 1:58 PM ] [ مهدیه مهدوی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ


سلام به وبلاگ خودتون خوش اومدید

آمار سایت
كل بازديدها : 5131 نفر
كل مطالب : 16 عدد
تعداد کل نظرات: 9 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: چهارشنبه 24 تیر 1394 
آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 25 خرداد 1396 
امکانات وب

كد موسيقي براي وبلاگ